اخیرا بحث هایی با عنوان اینکه «جامعه ایرانی، جامعه ای شاد و بانشاط است یا خیر؟» در رسانه ها، کوچه و بازار، مترو، اتوبوس، تاکسی، مهمانی ها می شنویم.

یادداشت پیش رو بر آن نیست که جامعه ایرانی را به لحاظ شاخص نشاط مورد بررسی قرار دهد که آن مجالی دیگر می طلبد. در این مورد به این بسنده می شود که هر جامعه ای بنا به عرف موجود، ملاک های خاصی برای ایجاد نشاط دارد. به عنوان مثال کشور ما به سبب وجود معیارهای دینی، قطعا با کشورهای غربی تفاوت محسوسی وجود دارد.

جامعه ای که نشاط و شادی در آن حاکم باشد امید به زندگی، شاخصه های سلامت اجتماعی و روانی، رضایتمندی از زندگی و ارتقاء کیفیت زندگانی در آن افزایش می یابد.

از طرفی افزایش خدمت ها، کاهش آسیب های اجتماعی، تولید بهتر، اقتصاد سالم تر و اشتغال پایدارتر نیز از جمله محسنات مهم وجود نشاط و شادابی در جامعه است.

شادی، احساس رضایتمندی است که فرد از خود، خانواده و جامعه دارد و افسردگی نتیجه ناامیدی، نداشتن نشاط و شادی است. پرواضح است که جامعه ای که در آن نشاط نباشد انگیزه ای برای فعالیت وجود ندارد. در نتیجه باید برای شادابی فضای جامعه راهکارهای امید به زندگی را افزایش داد و از این منظر باید به دغدغه ها و خواسته های جوانان توجه بیشتری صورت گیرد.

اما مسئولیت ایجاد نشاط اجتماعی با کیست؟ بدون تردید، وظیفه دولت و نهادهای حاکمیتی مربوطه در این زمینه بسیار سنگین است و هرگونه کم کاری در انجام وظایف و عدم استفاده از اتاق فکر پذیرفتنی نیست. از سوی دیگر لازم است آحاد جامعه و خانواده ها نیز برنامه های مختلفی برای ایجاد شادی و نشاط برای خود به مرحله اجرا بگذارند. شاد بودن به هیچ عنوان گران نیست، هرکس می تواند به میزان توان مالی خود برنامه هایی را ترتیب دهد و حتی روش های تفریح ساده و بدون خرج را در نظر بگیرد.

باشد که با تفکر و نکته سنجی، جامعه ای بانشاط تر و عاری از خشنونت داشته باشیم.

 

 

حمید رضاپور