وقتی پس از باز شدن داربست‌های مرمت در تیر ماه ۱۴۰۱، اولین تصویر از گنبد مسجد جامع عباسی اصفهان در فضای مجازی منتشر شد، گرچه یک مونتاژ عجولانه و کمی دستکاری شده به نظر می‌آمد، اما ناباورانه نشان می‌داد واقعاً اتفاق بدی برای گنبد افتاده است. منظور همان تصویر دو پاره است که در سمت راستْ گنبد را پیش و در سمت چپ، آن را پس از مرمت نشان می‌داد و برای مطابقت تصاویر در فتوشاپ اصلاح پرسپکتیو شده بود.

عکس‌های مشابه دیگری به سرعت در صفحات اینستاگرامی و رسانه‌های خبری دست به دست شد و به عنوان سندی عریان بر محکومیت و بی‌کفایتی مسئولان ارشد، مدیران میراث فرهنگی، مدیر پایگاه میراث جهانی نقشِ جهان،‌ ناظران کیفی و نیز محققان،‌ دانشگاهیان و مرمت‌گران مبنای قضاوت‌های درست و غلط قرار گرفت. کامنت‌های زیر عکس‌ها ترکیبی بودند از ناسزا، کنایه، تمسخر،‌ توهین،‌ متلک، آه و افسوس،‌ هشتگ‌های دادخواهانه و انبوهی از صورتک‌های غمگین و گریان و قلب‌های شکسته‌ی سرخ و صورتی. به مرور تعداد معدودی متن تخصصی و روشنگر هم منتشر شد که سعی در پیدا کردن دلایل واقعی مشکلات پیش آمده و ارائه‌ی راه‌حل داشت اما در مقابل عصبیت‌ها، حمله‌ها و دفاع‌های خشن و متناقض صدایشان بلند نبود.

این خود جای بحث دارد که این نوع واکنش‌های خشم‌آلود و میل به تحقیر و آبروبَری که در این سال در مورد اشخاص، رویدادها و موقعیت‌های حساس زیاد دیده می‌شود، چگونه در رفتار اجتماعی ما رایج شد و نشان از کدام روحیه و کدام آسیب فرهنگی دارد و کارکردش چیست؟ این سوال وقتی تأمل‌برانگیزتر شد که برای روشن شدن بخشی از دلایل مشکلات مرمتی گنبد، به اتفاق یک دوست با تعدادی از استادکاران و مرمت‌گران قدیم و جدید اصفهان به گفتگو نشستیم.
در ابتدای صحبت با ایشان آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کرد این بود که در کلامشان از آن ناسزاگویی، تمسخر،‌ ابراز خشم و نفرت خبری نبود. آنها در عین نارضایتی زیاد از مدیران دولتی و میراث فرهنگی، بیش از هر سازمان یا مقام دیگری خود را مسئول و پاسخگو می‌دانستند و نسبت به آنچه پیش آمده متأسف، غمگین و به نوعی سوگوار بودند. به جای آنکه تنها درستی کار خود را توجیه کنند و دیگران را بی‌لیاقت و تقصیرکار بدانند، لابه‌لای گلایه‌ها و در میان مثال‌ها و خاطره‌ها از استادان و همکاران پیشین خود با تحسین و نیکی یاد می‌کردند و مشکل اصلی را فقدان استادکار ماهر و کاربلد می‌دانستند و هر از گاهی با افسوس می‌گفتند «حیف… اگر فلان استاد هنوز زنده بود می‌دانست باید چه باید کرد یا اگر فلان استاد را به عراق و سامرا نمی‌فرستادند می‌دانست چطور مشکل را حل کند…»

وجود موج بر روی گنبد مربوط به مرمت ماقبل آخر، ۱۳۸۷
وجود موج بر روی گنبد مربوط به مرمت ماقبل آخر، ۱۳۸۷
افزایش فرو رفتگی و برآمدگی در مرمت فعلی، ۱۴۰۱
افزایش فرو رفتگی و برآمدگی در مرمت فعلی، ۱۴۰۱

برای خواندن کامل این گزارش نوشته شده توسط زهرا قراخانی به لینک زیر از حرفه هنرمند بروید.

استادکار، حامل میراث نامکتوب